الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

23

حضرت سيد الشهداء امام حسين (ع) مصباح هدايت (فارسى)

ابن شهر اشوب در جمله اى از زهد آن حضرت گويد كه به او گفته شد : ما اعْظَمَ خَوْفَكَ مِنْ رَبِّكَ چقدر بزرگ است بيم تو از خدا ؟ فرمود : لا يَأْمَنُ الْقِيامَهَ الّا مَنْ خافَ اللهُ فِي الدُّنْيا در امان نيست كسى روز قيامت مگر آن كس كه در دنيا از خدا بترسد . 7 . تواضع و فروتنى حضرت سيد الشهداء عليه السلام هرچه معرفت و خداشناسى و توحيد ، و علم و حكمت انسان بيشتر شود ، تواضع و فروتنى او زيادتر مىشود . تكبر بشر ناشى از جهل و نادانى ، و غفلت و خودپسندى است . در آيات كريمه و احاديث از تكبر به شدّت مذّمت و از تواضع مدح و ستايش شده است . افراد نادان به اندك چيزى از مال يا مقام باد در بينى مى اندازند و به ديگران به نظر حقارت نگاه مى كنند و مايلند فكر و نظر خود را بر مردم تحميل كنند . حسين در نزد مردم بسيار محترم بود وقتى او و برادرش حسن مجتبى عليه السلام پياده به حج مىرفتند تمام رجال و شيوخ صحابه كه با آنها بودند به احترامشان از مراكب پياده مىشدند و پياده مىرفتند ، اين احترام حسين عليه السلام در نفوس نه براى آن بود كه حسين كاخ مجلل داشت يا مركب‌هاى سوارى او گران قيمت بود يا غلامان و سربازان پيشاپيش يا دنبال موكب او مىرفتند يا آنكه مسجد پيغمبر را براى او خلوت مىنمودند و راه‌ها را در موقع آمد و شد او بر مردم مىبستند ، نه ! براى هيچيك از اينها نبود . حسين با مردم زندگى مىكرد و از مردم جدا نبود ، در نهايت سادگى و تواضع بود ، همه ساله پياده به حج مىرفت ، با مردم نشست و برخاست ، و آمد و شد داشت ، با فقراء معاشرت مى كرد ، در نماز جماعت حاضر مىشد ، به عيادت بيماران مىرفته ، در تشييع جنازه‌ها شركت مىكرد . در مسجد جدش پيغمبر با دوستان و اصحابش مى نشست . دعوت فقرا را مىپذيرفت و آنها را ميهمان مىنمود ، خودش براى محتاجان ، بينوايان ، بيوه زنان و يتيمان ، نان و غذا مىبرد . وقتى سپاهيان ستم پيشه و سنگدل كوفه بدن مطهرش را عريان بر خاك افكندند ، بر شانه مباركش نشانه از برداشتن بار ديدند ، از علت آن پرسيدند ، حضرت